تبليغاتX
دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

 

جنون  گا وی

بیماری جنون گاوی بر خلاف تصور عموم  که فکر میکنند به تازگی توسط دانشمندان کشف شده  یک بیماری شناخته شده قدیمی است . در واقع از ابتدای خلقت بشراین بیماری وجود داشته و انسانهای اولیه هم با علائم ونشانه های ان اشنا بوده اند .

«جنو نیوس گاوینیو س انتو نیو نوس» که احتمالا قدیمی ترین پزشک شناخته شده روم باستان است اولین کسی است که به شرح وتوصیف این بیماری پرداخته است .این بیماری از انواع بیماریهای پیشرونده یا بنا به قول پزشکان امروزی پرو گرسیو است وبه زبان ایتالیائی به ان  «چیز خلو پاتیا پروگرسیوا»  میگویند  البته شما مختارید به جای کلمه چیز هر کلمه ای که مورد علا قه تان هست بگذارید این در اصل بیماری تغییری ایجاد نمیکند .

عامل بیماری ویروسی است که بطور ارثی به هر دو جنس نر وماده انتقال می یابد ومتاسفانه راهی برای جلوگیری از ان وجود ندارد .

علائم = علائم این بیماری بسیار متغیر است ولی شایع ترین نوع ان اینست که شخص مبتلا صبح از خواب بیدار میشود دست ورویش را میشوید یا حمام میکند. اگر مرد است سرو صورت را اصلاح میکند واگر خانم است به ارایش مینشیند بعد صبحانه را با همسر و فرزند یا فرزندانش  اگر داشته باشد  میخورد و بعد روانه محل کارش میشود ووظا یفش را در محل کاربه خوبی انجام میدهد یا اگر در خانه است به انجام وظایف خانه داری میپردازد .

ظهربا خیال راحت واسوده  نا هار را با همسر و فرزندان میخورد چرتی هم در بعد از ظهر میزند و عصر سر حال و خوب به اتفاق خانواده به گردش و تفریح و خرید میرود وشب سر حال و خوب به خانه میاید شام میخورد تلویزیون تماشا میکند و وقتی بچه ها خوابید ند احیا نا دستی هم به سر وگوش همسرش میکشد بعد میخوابد ودرحالت خوابیده یا نیمه نشسته در تختخواب مطالعه یا جدول حل میکند ووقتی خوابش گرفت راحت واسوده میخوابد وبسته به حال و احوالش ممکن است خواب های خوب یا بد ببیند .خوابخوب مثل اینکه فردا یه پول یا مفتی گیرش بیاید یا بتواند سر یکی یا چند تا را کلاه بگذاره وخواب بد مثل اینکه فردا طلبکار ها بیایند در خانه و ابرویش را ببرند یا صاحب خانه جل و پلاسش را بریزد وسط خیابان .

البته در این نوع بیماری گاهی دعوا ومرافعه وزد و خورد وفحش ونا سزا هم بین طرفین وجود دارد که از علائم پیش پا افتاده بیماری است واهمیتی ندارد چون بالاخره یک جوری حل و فصل میشود .

علائم این بیماری به همین ترتیبی که گفته شد فردا و پس فرداوروزها وماه ها وسالهای بعد هم با ضعف وشد ت بروز میکند وگاهی هم به این علائم  مسافرت های داخل وخارج ودید و بازدید از اقوام و دوستان  هم اضافه میگردد ولی به هر حال در این بیماری علائم و نشانه ها یکنواخت است وتکرار میشود و میشود ومیشود تا روزی که بلا خره فرد مبتلا به جنون گاوی که البته در بعضی کتب قدیمی به نام جنون خرکی هم ذکر شده  گوز اخر را میدهد وریق رحمت را سر میکشد .

 لطفا برای اینکه ایرادی به من نگیرید به مقدمه کاریکلماتور در همین وبلاگ کمی پائین تر

مراجعه فرمائید

درمان= متا سفا نه هنوز دا رو ئی برای معالجه این بیماری کشف نشده است .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 22:21  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور 4

......................

دامدار ها گاو را میدوشند و بانکدار هامردم فقیر و بیچاره

............

ادم ساده به درد این میخوره که سرش کلاه بگذاری

...........

دستگاه تنفس مصنوعی برای این خوبه که به جای مرده نفس بکشه

...........

استاد به کسی میگن که کمتر از شاگردش میفهمه

............

منتظر دیدار حضرتعالی هستم  یعنی میخوام صد سال سیاه نبینمت

...........

بهترین ادم اونیه که وقتی سلامش میکنی بزنه توی گوش ات

..........

توی جنگل که حیوانات برای هم لطیفه تعریف میکنن گاو یه ساعت بعد میخنده

..........

هیچ خوردنی لذت بخش تر از خوردن مال مردم نیست

............

بزرگترین نعمت را خدا به کسانی ارزانی داشته که از موسیقی لذت میبرن

.............

مستراح را برای این ساختن که توش بنشینی و جدول حل کنی

............

پیر ها میفهمند جوانی چه نعمتیه اما جوان ها نمیدونن پیری چه نکبتیه

...........

همه خر ها خر نیستند همینطور که همه ادم ها ادم نیستند

...........

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:2  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور 2

.....................

می گفت زیر هر چی بزنی کیف داره مخصوصا زیر قرارداد

.............

خر برای نعل کردنه وفاکتور برای جعل کردن

.............

رئیس اداره ای موفق ست که کارمندانش کاه توی اخورش نمیکنن

............

شتری که در خونه همه میخوابه به درد صاحبش نمیخوره

............

دهنش بوی گند میداد یعنی سر و ته اروغ زده بود

............

در ادارات وموسسات کسی را رئیس امور قرارداد ها میگذارن که بهتر از همه قرار و مدار میگذاره

............

راستی اگه ادم ها نمیمردن دنیا چطور میشد

...........

ادم عاقل به کسی میگن که تا زنده هست مال دیگران را بخوره ومال خودش را بگذاره بعد مرگش دیگران بخورن

..........

فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن

..........

وقتی بچه ها اسهال میگیرن والدینشون ناراحت میشن ومتخصصین اطفال خوشحال

............

اب دهن فقط به درد این میخوره که به بعضی چیز ها که در جامعه می بینی تف کنی

............

تحصیلات عالی یعنی تحصیلاتی که به درد عمه صاحبش میخوره                                                                                                                        

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:57  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور

..................

کسی که قدرت درک طنز نداره مثل ادمیه که یه عمر غذای بی نمک بخوره

................

فحش ابدار به فحشی میگن که توی حمام به ادم میدن

..................

کسی که لا لا ئی بلده  نه خودش خوابش میبره نه میگذاره دیگران بخوابند

..................

سماق برای مکیدن توی دهن خوبه و چماق برای کوبیدن توی فرق سر

.................

گفتند چرا ابغوره میگیری  گفت لیمو گیرم نیومد

..................

چوب فقط برای این خوبه که لای چرخ دیگران بگذاری

.................

شیری که اب توش نکرده باشند مثل نونی میمونه که خاک اره قاطی اش نباشه

...............

بد بختی کارمند ها اینه که باید منتظر باشن سی روز عمر شون بگذره تا یه روز حقوق بگیرن

..............

در انجمن ادبی  بی ادبی کرد

.............

شکسته بند به کسی میگن که به هر چی شکسته بند میکنه

.............

عکاس بود می گفت از صبح تا شب مجبورم  بندازم

............

خودش باد فتق داشت اما از صبح تا شب امور مردم را رتق و فتق میکرد

.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:16  توسط سیاوش   | 

ماه را در اسمان دیدم 

تو را روی زمین

هردو زیبا

هردو جذا بید

همین

..............................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:48  توسط سیاوش   | 

همگان می گویند

     اینه

صاف و درست

فقط ان را که در او افتادست

منعکس میسازد

بس چگونه ا ست که من

دیر گاهی ست که در اینه ها

تو و هر بار ترا می بینم

.....................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:41  توسط سیاوش   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 22:49  توسط سیاوش   |