تبليغاتX
دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

به چه تشبیه توان کرد کنون ؟

 

خرمن سوخته عمر تبه گشته ما.

 

به که می باید گفت ؟

 

قصه غصه ی عمری که برفت

 

سا لیا نی که بسوخت

 

 وهد ر رفت همه هستی ما .

 

به تو می گویم !

 

به تو می گویم ای دوست

 

راست می باید گفت

 

ما همه یکسره بازنده شد یم

 

بر سر میز قماری که در ان

 

دیگران جای من و تو

 

و به جای همه بازی کردند !!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 18:23  توسط سیاوش   | 

 

من نمیدانم چگونه کشته شد ها بیل و

آن انگیزه خونریزی قا بیل را هرگز ندانستم

ولیکن خوب میدانم

که ازآنجا بشر شد آ شنا با خون و خونریزی

و این تاریخ را بسیا ر خواندم

خوب میدانم

که سر تا پای اورا قش پر از خون است و

سرشار از جنون است.

و اکنون باز بوی جنگ میآ ید

دو باره این جهان آبستن جنگ است

توگوئی این فضا بهر بشر تنگ است و

باید باز

خونریزی شود آغاز.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 12:36  توسط سیاوش   |