هسته !!
تعریف : هسته بر وزن دسته و بسته در لغت میان یا وسط چیزی را گویند ولی سخن سرایان ناطق و لغت شناسان صادق را عقیده بر اینست که گرچه هسته و دسته و بسته بر وزن یکدیگرند ولی تفاوتشان در این است که هسته را برون آوردندی و دسته را فرو کردندی و بسته را روی میز گذاردندی . این گروه از علما را باز نظر بر این قرار دارد که عصر امروز عصر هسته است و کمتر کسی با دسته کار دارد و بسته را هم فقط از نوع پیشنهادی آن اگر روی میزگذاشته شود ممکن است مورد پسند قرار گیرد وگرنه آن هم از رده خارج است.
تاریخچه: بر خلاف ادعای سر دمداران استکبار جهانی و در راس آنها آمریکای جهانخوارکه مدعی کشف هسته هستند اولین بار هسته در میلیون ها سال پیش و قبل از پیدایش بشر کشف شد وکاشف آن میمونی از میمون های اولیه بود به این تر تیب که این جناب میمون محترم یا محترمه میوه ای را بلع کرد که هسته درشتی داشت و چون ورودی میمون ها از خروجی شان گشاد تر است(و ایضا فرزندان خلف شان اگر فرضیه داروین را بپذیریم) موقع دفع هسته دچار اشکالات زیادی شد و انرژی بسیاری مصرف کردتا توانست آن هسته را به زحمت وبا پارگی محل خروج دفع کند و از آن به بعد بود که این نوع انرژی به انرژی هسته ای شهرت یافت و توضیحا باید به عرض برسد که چون در آن زمان دکتر و جراح حسابی مثل امروز وجود نداشت آن میمون بیچاره تا آخر عمردچار مشکلات عدیده ای ناشی از بلع آن هسته در قسمت پائین تنه بود.گویند از آن روز به بعدو تا امروزمیمون تا هسته چیزی را اندازه گیری نکند واز دفع راحت آن اطمینان حاصل ننماید آن چیز را(هر چه که باشد) میل نخواهد کرد.
سیر تکامل: در زمان میمون ها تا پیدایش انسان به عقیده داروین وضع به همین منوال بود و از انرژی هسته ای فقط برای دفع هسته استفاده میشد و بعد از پیدایش آدم هم تغییر چندانی در این موضع داده نشد و کسی به فکر هسته نبود و دسته بیشتر مورد استفاده بود تا هسته. اما در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم چند دانشمند که مثل همه دانشمندان یک رگ دیوانگی هم داشتند به فکر افتادند که هسته ی هسته را هم بشنا سند واز اونجا پی به وجود چیزی به اسم اتم بردن و باز هم دست بر نداشتن و خواستند اتم را هم بشکافند. اینجا دیگه طرفداران محیط زیست و انجمن حمایت از حیوانات و حزب های سبز و زرد و سرخ ودوستداران گل وسنبل وارد عمل شدن وکنار یه جوغ آب اینها یه طرف و دانشمندان خل و چل و طرفدارانشان یه طرف رو به روی هم وایسادن هرچه اون دسته عقلا میگفتن!!
نشکن نشکنه نشکن.....اون طرفی ها میگفتن ....بشکن بشکنه بشکن.
عاقبت هم طبق معمول که میگن یه دیوونه سنگی توی چاه میاندازه که صد تا عاقل نمیتونن در بیارن دار و دسته دیوونه ها به رهبری مستر اینشتن پیروز شدن و هسته اتم را شکافتند وبیش از نیم میلیون نفر از مردم هیروشیما و ناکا زاکی را رهسپار دیار باقی کردن و ا لبته که آب هم از آب تکان نخورد و فرمایش فرمودند که ما این عده نا قابل را برای خاطر صلح کشتیم.بعد از این واقعه کار هسته بالا گرفت وعلاوه بر انرزی هسته ای کلاهک های هسته ای هم پیدا شدن و کلاهک چنانکه میدانیم یعنی کلاه کوچک در حالیکه مردم تا اون زمان کلاههای بزرگی سرشون میگذاشتن و بعلاوه کلاه های بزرگتری هم سر همدیگه میگذاشتن واحتیاجی هم به کلاهک نبود . خلاصه چند دهه هم دست برادران کمونیست و امپریالیست به این بساط بند بود و شرق و غرب برای همدیگه شاخ و شونه میکشیدن تا اینکه یکیشون این وسط تلنگش در رفت و ریق رحمت را سر کشید اونوقت گفتن چه بکنیم و چه نکنیم بالاخره به این نتیجه رسیدن که برای فراموش نشدن هسته باید مسئله نیرو گاه های هسته ای رامطرح کرد. آمدن و در گوشه وکنار جهان شروع کردن به ساختن نیروگاه های اتمی که برق تولید کنن تا برق مردم نره و آب شون هم قطع نشه!مثل همونی که توی اوکراین ساختن.
هسته در حال حاضر: فعلا تمام هم و غم دنیا شده هسته و نیروگاه هسته ای. وسر دمدار این نهضت هم دانشمندیست از بلاد روس به نام ولادیمیر استا لینو ویچ پوتین اوفسکی (که در چچن به نام چکمه افسکی خوانده میشود) که از اعضای بر جسته فرهنگستان (کا..گ..ب) بوده وپس از فرو پاشی شوروی به این کار خدا پسندانه روی آورده واز چین و ما چین گرفته تا بیخ شاخ آفریقا مشغول ساخت و پاخت نیروگاه هسته ای ست و هرچی اون یارو میگه نساز میگه میسازم تا چشمت کور شه!!درست مثل بشکن و نشکن دو قرن قبل.
و گویند این دانشمند برجسته را عادت اینست که هرجا نیروگاه ساختی با علما و دانشمندان و سر دمداراران آن بلاد عکسی به یادگار کرفتی و به دست مبارک خویش بیت شعری که خود به زبان شیرین پارسی سرو ده در ذیل آن عکس به خط خوش نبشتی و به حضار هدیه دادی و این بیت چنین است:
پول را دادید و عکس انداختید از شما دادن زما انداختن!!
نخ را میکشند!! زت زیاد.!!!!
