تبليغاتX
دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

چند روزی ست که برف

 

مینشیند به زمین

 

و سپید است و سپید است و سپید

 

در و دیوار و خیابان، همه جا

 

حیف و صد حیف

 

کلاغان سیاه

 

روی این برف سپید

 

عمر

 

بیهوده ، نمایند تباه!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:36  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور:

ــــــــــــــــــــــــ

فیزیک دان بر جسته ای بود.انرژی با دی را به انرژی صوتی تبدیل میکرد.

بانک ها جایزه حساب های پس انداز راتوی اسم اون گنجانده اند!!.

کلاه را برای این ساختن که سر دیگران بگذاری.

آدم سرزنده به کسی میگن که فقط سرش زنده است.

قطعه ادبی به نوشته ای میگن که نه به درد دنیا میخوره و نه به درد آخرت.

فیلسوف کسی ست که نه حرف هایش را خودش میفهمه و نه دیگران.

نمایندگان منتخب ملت ، یعنی نمایندگانی که از قبل توسط دولت ، انتخاب شدن.

تنها مرد از خود راضی تاریخ ، ذکریای رازی بوده!!

زیر چشم بهترین جا برای کاشتن بادمجونه.

داد گستری به جائی میگن که همه چیز در اونجا پیدا میشه غیر از عدالت.

چشمش دور بین بود. آدم ها را فقط از راه دور خوب می دید.

آدمی که مردم روش حساب میکنن ممکنه خودش اون زیر خفه بشه.

نظام های پوشالی معمولا نظامی های پوشالی تری دارن.

گریز از مرکزش خوب بود . موقع استخدام به یکی از دهات دور افتاده افتاد.

کسی که پول داره از ترس خوابش نمیبره و اونی که نداره از گشنگی.

حرف مفت را همه میتونن بزنن اما پول مفت را همه نمیتونن در بیارن.

نان حلال را فقط پیمانکاران در میارن.

پیاده رو ها را فقط برای آنها که تحصیلات عالی دارن ساختن.

مهم نیست که داری چی میخوری مهم اینه که چی داره تو را میخوره.

آدم شیر گاو را میخوره اما گاو حاضر نیست شیر آدم را بخوره.

بعضی سیاستمدار ها نقاشان خوبی هم هستند ،همه را رنگ میکنن!!

خر با اینکه جو میخوره ،حاضرنیست آبجو بخوره.

آدم پولدار زور هم داره ولی همه زور دارها پول ندارن.

آدم موفق به کسی میگن که از خر تو خری جامعه نهایت استفاده را ببره.

وقتی بلند میشد ، صاف میزد توی دروازه.!! هند بال بازی میکرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:48  توسط سیاوش   |