تبليغاتX
دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

کاریکلماتور

-------------

قیافه حق به جانب همون قیافه ایست که حکومت گران ما به خود گرفته اند.

پر شدن جیب با تهی شدن مغز نسبت مستقیم داره.

آدم معمولی به کسی میگن که تو سری خورآدمهای غیر معمو لیه.

ملت به جماعتی گفته میشه که دولت روی گرده شون سواره.

هر چه شکم گنده تر بشه مغز کوچک تر میشه.

بانک به جائی میگن که پولدار واردش میشی و لخت و عور میائی بیرون.

سر کیسه را که شل کنی قرار داد محکم بسته میشه.

شلوارها را بالا بکشید ،قیمت ها داره میاد پائین!!

آدم مست کسی ست که عرق میخوره و آدم پست کسی ست که بیت المال را!!

مجلس ملی به مجلسی میگن که مصوباتش به ضرر ملت باشه و به نفع دولت.

قدیم ها میگفتن (وردار و ورمال) حالا میگن (وردار و سفت تر سر جات بشین).

با دکترای تقلبی میشه وزیر شد ، اما با دکترای واقعی باید جلو زن وبچه سر به زیر شد!!!

بعضی جوامع مرد سالارند،معدودی هم زن سالار .اما جامعه ما غم سالاره.

دانشمندان جوانی که با دیگ و سه پایه توی آشپز خونه شون انرژی هسته ای تولید میکنن ، یقینا میتونن با گوشت کوب هم بمب اتم بسازند!!

بعضی ها اشتباهی فکر میکنند که همه سیاستمدار ها مالیخولیائی هستند!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 19:16  توسط سیاوش   | 

من در این شهر بزرگ

 سر هر کوچه و بازار و محل

 بر سر قله آن کوه بلند

 و در آن جنگل و دریا و کویر

 و در آن راه که پر پیچ و خم است

 پی او میگردم .

 چشم من خیره به دنبال وی است

 آنکه رفته ست از این شهر و دیار

 و دگر هیچ از او نیست خبر.

 نام او شادی بود

 اسم او بود نشاط !

 نام او لبخند است

 اسم او خوشبختی ست !

و

شما رهگذران

 اگر اورا دیدید

 به من اش باز پس آرید که سخت

 آرزومند وصالش هستم  !!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 12:59  توسط سیاوش   |