قصه
---------
ملت نجیب و شریف(قسمت دوم)
بچه ها سلام:
قرار نبود که داستانهای ملت نجیب و شریف پشت سر هم براتون تعریف بشه و به صورت داستان دنباله دار در بیاد. قرارمون این بود که هر از گاهی یکی از این قصه ها را براتون تعریف کنم. اما از آنجا که بچه های خوبی بودید،درسها یتون را خواندید،شبها زود خوابیدید،دندانهاتون را مسواک زدید، خیلی تقاضای دنباله داستان را کردید و از همه مهمتربرنامه های تلویزیون های وطنی را تماشا نکردید من هم ، هم به عنوان جایزه و هم به عنوان عیدی این بار هم قسمت دیگری از داستانهای ((ملت نجیب و شریف))را برایتان تعریف میکنم ولی انتظار نداشته باشید نوشته های بعدی هم در این زمینه باشه،اگه عمری باقی بود هر وقت فرصت کردم یقیه ماجراهای این ملت را برایتان تعریف میکنم.
بعله...بچه های خوب،علاوه بر اونهائی که قبلا برایتان گفتم،این ملت نجیب و شریف علاقه زیادی به دروغ گفتن داشت و این خصلت علاوه بر اینکه(با شیر و ذاتش مخلوط بود)،از بچگی توسط وسائل ارتباط جمعی اش هم تقویت میشد.یادم رفت بگویم این ملت نجیب و شریف کلی وسائل ارتباط جمعی داشت مثل رادیو،تلویزیون و مطیوعات که از صبح تا شب دروغ به خورد مردم میدادند و طبق عقیده بزرگترین دروغگوی آن زمان که گویا اسمش گوبلز بوده مسئولین این وسائل ارتباط جمعی هم عقیده داشتند(دروغ هر چه گنده تر باشه مردم زود تر و بهتر باور میکنند) و لذا صبح تا شب و شب تا صبح دروغ به خورد خلق الله میدادند.مثلا روزنامه ها شون مینوشتند:
هفت میلیون پرونده رسیدگی نشده در قوه قضائیه (که قبلا عد لیه میگفتند) وجود داره یعنی از هر ده نفر جمعیت 70میلیونی ملت نجیب و شریف یکنفر مجرم یا متهم به جرم است.
یا یکی دیگه شون مینوشت:
چند کلاهبردار که لباس نیروی انتظامی(که قبلا نظمیه میگفتند) پوشیده بودند دستگیر شدند.
و یکی دیگه شون مینوشت:
وزارت دارائی (که قبلا مالیه میگفتند) اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده را دو ماه به تعویق انداخت.
چون شما بچه های امروزی از این طرح که مربوط به آن زمان بوده حتما اطلاعی ندارید،توضیح مختصری در این رابطه ضروری است.این طرح که باعث میشد دست بازاریهای آن زمان که سر آمد شیادان و کلاهبرداران دوران بودند رو بشه و جلو ثروت اندوزی بی حد و حسابشان تا حدودی گرفته بشود،بلا فاصله با مخالفت این قشر از ملت نجیب و شریف رو به رو شد و اول طلا فروش ها و بعد هم کسبه دیگر دکانها را بستند. مسئولین دارائی(یعنی همان مالیه قدیم) که دیدند((روی زمین سفت نمیشه شاشید) و بازاریها سایر اقشار نیستند که بشه با اونها شوخی کرد((نشستند و گفتند و بر خاستند))و به این نتیجه درخشان رسیدند که((نباید انگشت توی لانه زنبورکرد))و((سری که درد نمیکنه را بی خود نباید دستمال بست)) گفتند چه بکنیم و چه نکنیم که0(سه نشود))لذا اول گفتند اجرای این طرح دوماه به تعویق میافتد و بعد هم یواشکی برای همیشه اون را کنار گذاشتند و روزنامه ها هم که ((نان را به نرخ روز میخوردند))و ابتدا از محسنات این طرح تعریف و تمجید فرا,ان میکردند وقتی(0(هوا را پس دیدند))شروع کردنداز معایب این طرح داد سخن دادن...که ..بعله..این طرح به ضرر منافع ملی((که البته منظور منافع طبقه زحمت کش بازاری!!!بود)و به زیان استقلال و تمامیت ارضی ماست و همان بهتر که اجرا نشود و از آن بهتر اینکه به بوته فراموشی سپرده شود. و اما ملت نجیب و شریف وقتی این دروغ ها رااز رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی شان میدیدند و میشنیدند و میخواندند،بر خلاف دولتیان که خنده و شادی را برای این ملت حرام میدانستند،غش غش میخندیدند و چون بر خلاف شعور شان ،شعارشان خوب بود ترقص کنان و بشکن زنان در حالیکه قسمت های پائین تنه را به یمین و یسار و جلو و عقب میچرخاندند به سبک قدیمی تر ها شون میخواندند:
ای وزیر عدلیه،در عدلیه،بی عدلیه
ای وزیر نظمیه،در نظمیه،بی نظمیه
ای وزیر مالیه،در مالیه،در مالیه!!!!
خوب بچه ها:
چون نخ را میکشند و من هم شب عیدی کار دارم این قسمت را همینجا تمام میکنم.سال نو را به همه تون شاد باش میگویم و امیدوارم سالی پر از شادی و نشاط و خنده داشته باشید.
نوروز باستانی این یگانه عید واقعی ایرانیان بر همه شما مبارک.